عمومی

تفکر واگرا

ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
سعدی شیرازی
گیلفورد در طی تحقیقات گسترده و طولانی خود بر روی الگوی ساختار عقل، ارایه مفهوم تفکر «هم‌گرا» و «واگر» را ارائه کرد . او در دهه ۵۰ میلادی،‌ این مطلب را در کتاب خود با نام «ماهیت هوش انسانی» مطرح کرد. در مسیر تحلیل کنش‌های مختلف به موضوع مساله و حل مساله، این نظریه کمک شایانی به ما می‌کند.
مساله :
کنش اشخاص مختلف در مواجهه با مساله و تلاش برای یافتن راه‌حل مساله را می‌توان به دو شیوه‌ی «تفکر هم‌گرا» و «تفکر واگرا» تقسیم نمود. ساده‌ترین تعریفی که می‌توان از این دو نوع تفکر ارایه نمود، عبارت‌اند از:
تفکر هم‌گرا:‌ ارایه راه‌حل‌های قدیمی در برابر یک مساله است.
تفکر واگرا: ارایه راه‌حل‌های جدید در حل مساله است.

گیلفورد بیان می‌کند که در تفکر واگرا، می‌توان سه عنصر را به عنوان مهم‌ترین عناصر شناسایی و سنجش کرد:
انعطاف‌پذیری یا نرمش اندیشه
در آزمون این عنصر، غیرمعمول بودن جواب‌ها و راه‌حل‌های ارایه شده مورد سنجش قرار می‌گیرد.
اصالت اندیشه
در آزمون این عنصر، ارایه راه‌حل یا جواب تازه، بدون استفاده از میانبرهای ذهنی مهم است.
سیالی اندیشه
در آزمون این عنصر، تعداد گزینه‌های اعلام شده، در کم‌ترین زمان حایز اهمیت می‌باشد.
توجه، بررسی این عناصر به آن معنی‌ست که؛ هر چه تفکری انعطاف‌پذیرتر، اصیل‌تر و سیال‌تر باشد، میزان واگرایی در آن بیشتر است و در این‌صورت می‌توان گفت؛ آن تفکر، خلاق‌تر است.
گیلفورد و همکارانش، آزمون‌های بسیاری را برای سنجیدن این سه عنصر، استاندارد کردند. از جمله آزمون «عنوان داستان»، «استفاده‌های غیرمعمول» و غیره.
اما تفکر همگرا
درتفکر همگرا از روش سنتی و کلیشه ای استفاده می نماید که برای هر مساله جوابی از پیش تعیین شده است.
تفکر هم‌گرا به سمت عرف وُ عادات جامعه
رابطه‌ی منطقی بین عناصر برقرار کند.
در تفکر هم‌گرا، امکان اشتباه نیست.
نتیجه تفکر از قبل معلوم است یعنی همیشه یک جواب صحیح، یا ناصحیح وجود دارد.
نتیجه :
کدام بهتر است؟
جواب :
هر دو مکمل همدیگر می باشد. نمی توان گفت یکی بهتر از دیگری می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *