چه کسی فقیر است؟

زیر بنای فقر – اقتصادی است یا فرهنگی ؟

بر اساس اظهار نظر یکی از جامعه شناسان اقتصادی ” تعاریف ارائه‌شده از فقر به دو دسته کلی تقسیم می‌شود: تعاریف مبتنی بر میزان «درآمد»؛ و یا بر «قابلیت‌ها»ست. در دسته اول ؛ مبنای سنجش فقر فقط خط برش درآمدی است؛ این خط برش استانداردهایی را برای تعیین خط فقر مشخص می‌کند. پایین‌ترین استاندارد «خط فقر سیری یا شکمی» است. بر اساس این تعریف فقیر درآمد کافی برای تأمین تغذیه خود ندارد؛ این را با میزان درآمد مورد نیاز برای دریافت روزانه 1900 تا 2500 کیلوکالری محاسبه می‌کنند. افرادی که زیر این میزان از درآمد هستند دچار «فقر شدید» هستند و نمی‌توانند غذای کافی برای خود تهیه کنند. و یا فقر معیشت.

وقتی استانداردهای سنجش فقر از تأمین غذای روزانه بالاتر برود، با مفهوم «فقر مطلق» روبه‌رو می‌شویم. این مفهوم مبتنی بر تأمین نیازهای اساسی است. یعنی فقیر کسی است که درآمد کافی برای تأمین نیازهای اساسی خود یعنی آموزش، بهداشت، خوراک و پوشاک ندارد. خط فقر مطلق سه برابر خط فقر شدید است. فرض بر این است که افراد معمولاً در شرایط نرمال یک‌سوم درآمد خود را برای تأمین غذا هزینه می‌کنند و دوسوم را برای تأمین سایر نیازها در نظر می‌گیرند. فقر مطلق سطح فقر را بالاتر از فقر شدید می‌برد.

حال سوال اساسی این است که ریشه فقر به این بعد محدود می شود ؟ و یا عرصه های دیگری را نیز که بسیار مهم هستند در بر می گیرد. به تابیر دیگر آیا فقر ناشی از خط فقر است یا خط فکر ؟

پیش فرض هایی را مطرح می کنم:

تفاوت بارز كشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها است؟

نژاد و رنگ پوست موجب فقر است؟

نداشتن سرزمین و منابع میزان فقر است؟

داشن یا نداشتن مسئله فقر است؟

خانه خوب داشتن یا کلبه کوچک با فقر سنجیده می شود؟

خودروی لوکس داشتن یا دوچرخه سوار شدن مبنای فقر است؟

نه

به نظرم این ها تمیز فقر و غنی نیست.

پس مبنای فقر چیست؟

مبنا در رفتارهایی است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

ما  فقیر هستیم نه به این خاطر كه منابع طبیعی نداریم یا اینكه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده است.

ما فقیر هستیم برای اینكه رفتارمان چنین سبب شده است.

فقر فرهنگی

فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند …

سری به کتابخانه ها بزنید ……بعد رستوران ها

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود ..

فقر …..بار ها شنیده اید …حال شما ادامه دهید….

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. این فیلد الزامی است.