دلزدگی از کار!

معمار پيري بود كه مي‌خواست بازنشسته شود. او به كارفرمايش گفت كه مي‌خواهد ساختن خانه را رها كند و از زندگي بي دغدغه در كنار همسر و خانواده‌اش لذت ببرد. كارفرما از اين كه ديد كارگرش مي‌خواهد كار را ترك كند ناراحت شد. او از نجار پير خواست كه به عنوان آخرين كار، تنها يك خانه ديگر بسازد. معمار پير قبول كرد، اما كاملاً مشخص بود كه دلش به اين كار راضي نيست. او براي ساختن اين خانه، از مصالح بسيار نامرغوبي استفاده كرد و با بي‌حوصلگي، به ساختن خانه ادامه داد. وقتي كار ساختن خانه به پايان رسيد، كارفرما براي وارسي خانه آمد. او كليد خانه را به معمار داد و گفت : « اين خانه متعلق به توست. اين هديه‌اي است از طرف من براي تو » معمار شوكه شده بود. مايه تأسف بود! اگر مي‌دانست كه دارد خانه‌اي براي خودش مي‌سازد، مسلماً به گونه‌اي ديگر كارش را انجام مي‌داد. نتیجه : دلزدگي از يك شغل و اصرار بر انجام آن توسط مديران باعث عدم اجراي صحيح آن شغل  مي‌گردد.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. این فیلد الزامی است.